![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|||||||||||||||
خانه | تاريخچه | کرامات | نگارخانه | نوا و نما | آرشيو خبرها | ارتباط با ما |
||||||||||||||||||||
با قرار دادن کد فوق در سايت يا وبلاگ
|
||||||||||||||||||||



حواله دادن آقا به مسجد
او در دفتر ثبت كرامات مسجد مي نويسد : اينجانب «رجبعلي نيكخو» در سال 1380 به خاطر مرگ همسرم مصيبت زيادي بر من وارد شد و به خاطر بيماري قلبي در بيمارستان شهيد رجايي تهران بستري شدم. شب چهارشنبه متوسل به امام زمان«عج» شدم و با كارواني كه عازم مسجد مقدس جمكران بود همراه شدم. به خاطر كمي وقت نتوانستم اعمال مسجد را كامل انجام بدهم و با نارحتي زياد به تهران برگشتم. قبل از خوابيدن گريه زيادي كردم و به خواب رفتم. در عالم رؤيا آقايي را با لباس سبز ديدم و همسر مرحومم پشت سر وي ايستاده بود. همسرم به من اشاره كرد و فهماند كه به آقا توجه كن. آقا از من سؤال كرد:چرا ناراحتي؟ گفتم:آقا من با حال بيمارم آمدم جمكران ولي نمازم را ناقص انجام دادم! فرمود:همان هم قبول شد ناراحت نباشيد از اين به بعد شما و آنهايي كه آنجا(شهر بابل يا شمال)هستند به دليل كهولت سن و نداشتن بودجه مالي، بروند به مسجد محدثين، آنجا از من است. برويد و اين موضوع را به آقاي … بگوئيد. دو هفته گذشت و من همسرم را دوباره در خواب ديدم و به من گفت: چرا آن مطلب را به فلاني نگفتي و بعد من به منزل آن فرد رفتم و پيام امام را به او رساندم.

خانه | تاريخچه | کرامات | نگارخانه | نوا و نما | آرشيو خبرها | ارتباط با ما
Copyright © 2006-2008 All Rights Reserved by www.mohaddesin.com
هرگونه نقل مطلب از اين سايت تنها با ذکر منبع به صورت لينک مجاز مي باشد.
طراحي وب : طرح خيال