با قرار دادن کد فوق در سايت يا وبلاگ
خود مار را در هرچه بيشتر شناساندن
اين مسجد مقدس ياري نماييد.

 

 
 
0111-2201016

نماز خواندن حضرت در مسجد

او پير زني پاكدل و بي آلايش بود و چون از سادات بود، او را «سيده خانم»صدا مي زدند. او و همسرش «مش باب جان» تو فيق خدمتگذاري و نظافت اين مكان شريف را بر عهده داشت و در يكي از حجره هاي قديمي اين مسجد زندگي مي كردند. كمتر اتفاق مي افتاد كه از مسجد خارج شود. او توفيق يافت كه بارها حضور مبارك امام زمان «عج» را د راين مسجد درك نمايد و چنين عادت داشت كه همه حوادث و اتفاقات مسجد را براي شوهرش نقل مي كرد و مش باب جان نيز در صحبتها يش با مؤمنين آنها را نقل مي كرد. او مي گفت: همسرم سيده خانم طبق عادت قبل از اذان وارد شبستان زنانه مي شد و سجاده ها را رديف مي كرد و همه جا را بر رسي مي كرد، بعد كنار پرده حايل بين مردان و زنان در جاي مخصوص خودش مي نشست و طبق عادت زير پرده را بالا مي زد و نيم نگاهي به شبستان قسمت مردانه مي كرد تا از اوضاع آن با خبر شود و وقتي خيالش از مرتب بودن مسجد , آسوده مي شد، پرده را پايين مي آورد و د ر انتظار نمازگزاران مدتي مي نشست. در يكي از شبها هنگامي كه د ر جاي خود نشسته بود، شنيد: كسي قسمت مردانه نماز مي خواند! دست برد زير پرده را گرفت تا آن را بالا بزند، ناگهان صداي آن مرد را شنيد كه با زبان محلي با لحن خاصي به او مي گويد: آهاي! سيده خانم پرده را بالا نزن. او شگفت زده شد و شتابان به طرف اتاق آمد و جريان را به شوهرش گفت: چه كسي د رمسجد نماز مي خواند؟! گفت: نمي دانم! برويم ببينيم چه كسي است در اين وقت خيلي زود وارد شبستان شده است؟ آمدند و كسي را نديدند ، فهميدند كسي از بيرون وارد نشده است و پي بردند كه در اين وقت كسي جز صاحب اين خانه امام زمان «عج» نيست.

خانه | تاريخچه | کرامات | نگارخانهنوا و نما | آرشيو خبرها | ارتباط با ما

  Copyright © 2006-2008  All Rights Reserved by www.mohaddesin.com  
هرگونه نقل مطلب از اين سايت تنها با ذکر منبع به صورت لينک مجاز مي باشد. 
طراحي وب : طرح خيال